|
|
|
||||
|
ماه ضیافت الهی
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 23:6 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مهماني در پایان زندگی از روی تعداد مدرکهایی که گرفته ایم یا مقدار مالی که اندوخته ایم یا کارهای بزرگی که انجام داده ایم درباره ما قضاوت نخواهد شد بلکه از ما خواهند پرسید ایا گرسنه ای را سیر کرده ای. برهنه ای را لباس پوشاندی بی خانه ای را پناه دادی .گرسنه نه فقط لقمه نان که گرسنه عشق محبوب برهنه نه فقط از تن پوش بلکه برهنه از عزت واحترام انسانی و بی خانه نه فقط از خشت وگل که بی خانمان به سبب طرد و رانده شدن
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 23:23 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
میلاد نور مبارک . تبریک به
همه جانبازان و رهروان راه حق
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 0:6 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جمعه انتظار
+
نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 13:45 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
امام صادق علیه السلام در هنگام شهادتشان به اقوامشان فرمودند:شفاعت ما به کسی که به نماز کم توجه باشد نمی رسد .(التماس دعا)
+
نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 22:26 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
حتما بخوانید دو دانه، كنار هم بر خاك باغ فرود آمدند. دانه اول گفت: «رشد كردن نهايت خواسته و آرزوي بندبند وجودم است. دوست دارم جوانه هاي ظريف تنم تا ژرفاي خاك پيشروي كند. تا آن دوردستها! ومیخواهم گرماي خورشيد را روي صورتم حس كنم و لذت لمس ژاله صبحگاهي را بر تنم.» "با اين باور و هدف دانه شروع به رشد كرد"
دانه دوم گفت: «من از اين آرزوها و خواسته ها ميترسم. در ظلمت خاك، ريشه هايم به چه برخواهندخورد؟ در اين خاك ممكن است ريشه هاي ظريفم آسيب ببينند. اگر جوانه هايم رشد كند، بشكفد و حشرات براي به يغمابردن شكوفه هايم از راه برسند چه؟
شايد هم طفلي بازيگوش وقتي در اوج زيبايي و شكوه به بار نشستنم، غنچه هايم را با بي رحمي و بي توجهي از تن من جدا كند. نه، نه! بهتر است تا رسيدن زمان مناسب براي رشد در گوشه اي به انتظار بنشينم» و منتظر نشست.
مرغي كه دنبال غذا در باغ مي گشت و خاك را نوك مي زد، در اولين روزهاي بهار دانه منتظر را پيدا كرد و در يك چشم به هم زدن آن را خورد و همه چيز براي دانه تمام شد؛ حتي ترس از رشد و شكوفايي! اما دانه اول در آن زمان جوانه کوچکی بود و رشد كرد و باليده شد، به سرزمين خورشيد رسيد و قدرت نهفته خود را بارور کرد .... این است حکایت شهرستان بوانات (روستای فخراباد)
+
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 23:12 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اللهم عجل فرج مولانا صاحب الزمان ارواحنا فداه ترانههای انتظار ![]() بر تو که بر سجادهی انتظار نشستهای و فریاد امن یُجیب سر دادهای سلام میکنم. تو که فهمیدهای انتظار برترین عبادت است. بیا و کامت را به درودی به آستان خاندان نور شیرین کن و صلواتی بفرست و در این بزم، به این نوا همراه ما باش.
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 0:28 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جمعه انتظار اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍوَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاًوَتُمَتِّعَهُ فيهاطَويلا ------------------------------------
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 0:18 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:0 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
روزه آزمون اخلاص قال اميرالمومنين عليه السلام: فرض الله ... الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق امام على عليه السلام فرمود: خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد. نهج البلاغه، حكمت 252 التماس دعا
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 16:48 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
دانش و فرهنگ امامعلى بن ابيطالب در عقل و انديشه، يگانه و بى همتاست و بهمين جهت او محور فكرى اسلام و جامع و سرچشمه علوم عربى است. على بن ابيطالب، بسرپرستى پسر عمويش، پيامبر، پرورش يافت و سپس شاگرد وى شد و اخلاق و روش او را درباره زندگى و خلق، فرا گرفت و به ارث برد و اين ميراث در قلب و عقل او، بطور يكسان نفوذ يافت. در بررسى قرآن با بينش و نظر حكيمانهاى - كه مغز اشياء را جستجو مى كند تا حقائق آنها را بدست آورد - دقت نمود و در زمان طولانى خلافت ابوبكر و عمر و عثمان، فرصتيافت كه به اين بررسى عميق و كامل بپردازد و ظاهر و باطن قرآن را بخوبى بداند و درك كند و زبان و قلب او، بوسيله آن استوار گردد و با آن به هم آميزد. علم او نسبتبه حديث چيزى نيست كه بر آن غبار شك بنشيند. و هيچ جاى تعجب هم نيست، زيرا كه امام، بيشتر از هر صحابى و مجاهد ديگرى با پيامبر در تماس بود و از او علاوه بر چيزهائى كه همه شنيدند، مطالبى شنيد كه ديگران نشنيدند و مىگويند على هيچ حديثى را روايت و نقل نكرد، مگر آنكه خود از پيامبر شنيده بود و او اطمينان داشت كه از احاديث پيامبر، كلمهاى هم از قلب و گوش او فوت نشده است. و به على گفتند: «چطور شده كه از همه اصحاب پيامبر بيشتر، حديث دارى؟» در جواب گفت: «براى اينكه اگر من از پيامبر سؤال مىنمودم به من پاسخ مىداد و اگر سكوت مىكردم، پيامبر خود شروع مىكرد و به من حديث مىگفت». طبيعى است كه على بن ابى طالب فقه اسلامى را هم از همه بهتر بداند چنانكه از همه بهتر به آن عمل مىكرد، و آنهائى كه در عصر او بودند، كسى را كاملتر و صالحتر از او در فقه و فتوى نشناختند. دانش على در فقه اسلامى، منحصر به نصوص و احكام فقهى نبود، بلكه در علوم مقدماتى فقه نيز، از قبيل حساب، بر ديگران تفوق و برترى داشت. و اگر ابو حنيفه را در قرون پس از على «امام اعظم» فقه مىدانند، بايد توجه داشت كه او شاگرد على بود، زيرا او در پيش جعفر بن محمد درس خوانده و جعفر بن محمد از پدرش استفاده كرده بود... و سلسله به على بن ابيطالب منتهى مىگردد. مالك بن انس نيز با چند واسطه شاگرد على بود، زيرا او از ربيعه و ربيعه از عكرمه و عكرمه از عبد الله بن عباس و عبد الله بن عباس از على استفاده كرده بود. به ابن عباس كه استناد همه اينها بود گفته شد: «نسبت علم تو با پسر عمويت - على - چگونه است؟» در جواب گفت: «مانند قطره بارانى در برابر اقيانوس». همه ياران پيامبر معترفند كه پيامبر يكبار فرمود: على در قضاوت از همه شما برتر است «قاضىترين شما على است». على براى اين از همه مردم دوران خود در قضاوت برتر بود كه از همه آنها بر فقه و شريعت كه منبع و منشاء قضاوت در اسلام است، آشناتر و داناتر بود، و علاوه، در نيروى تعقل و تفكر نيز آنچنان بود كه بتواند در موارد بروز اختلاف، وجهى را كشف و بيان دارد كه به واقعيت نزديكتر باشد و با منطق صحيح، بيشتر انطباق يابد. و از طرف ديگر، على آن قدر از صفاء وجدان و پاكى درون بهرهمند بود كه به او اجازه مىداد تا علم و آگاهى خود را در قضاوت، به بهترين روشى، اجرا كند و در حكم و داورى، عدالت را بر پايهاى از عقل و وجدان - هر دو - استوار سازد. و از عمر بن خطاب نقل شده كه به على گفت: «اى ابو الحسن، خداوند مبارك نگرداند هر مشكلى را كه تو در آن حكم و داورى نكنى» و: «اگر على نبود، عمر هلاك مىشد» و: «هنگامى كه على در مسجد حاضر باشد، هيچ كس فتوى ندهد»!. از آنجائى كه على بن ابيطالب از آن كسانى بود كه در امور به ظواهر اكتفا نمىكنند و هميشه مىخواهند كه در هر مسئلهاى به مغز و باطن آن پى ببرند، در «قرآن» و موضوع آن كه «دين» بود، بدقت پرداخت، آنچنانكه متفكران جهان در كارها به دقت و تامل مىپردازند. و از همين جا بود كه على مسئله دين و مذهب را يك موضع قابل دقت و تفكر و تعمق مىدانست و هرگز هم شخصيتى بزرگ مانند على، از دين و مذهب فقط بظاهر آن و باجراء احكام و اقامه حدود و برپا داشتن مراسم عبادت، اكتفا نمىكند. و در صورتى كه اكثريت مردم، به ظاهر دين و نتايج مادى آن در معامله و قضاوت مىنگرند، على در كنار دانش ظاهر احكام دين، آن را به مثابه يك موضوع فكرى محض و قابل تحقيق و ررسى و دقت عميق، مورد مطالعه و تفقه قرار مىدهد و از تفكر و بررسى خود دستبر نمىدارد مگر آن هنگامى كه اطمينان مىيابد كه اين دين، بر پايه اساسى محكم و بنيادى متحد در اصول و حقايق، استوار است... و از همين جا، علم كلام يا فلسفه دين، پيدا شد و روى همين اصل، على نخستين دانشمند كلامى و بلكه پدر علم كلام است، براى آنكه دانشمندان نخستين اين علم، از سرچشمه على بن ابيطالب سيراب شدهاند و اصول و مبادى اين علم از راه على به آنان رسيده است، و دانشمندان بعدى هم همچنان به نور او راه مىيابند و على را پيشواى خود و راهبر پيشينيان مىدانند. گويا خداوند چنين خواسته است كه على بن ابيطالب در علوم عربى نيز ركن و اساس باشد، به آن نحو كه در علوم اسلامى ركن بود. براى آنكه در ميان مردم دوران امام، كسى وجود نداشت كه در علوم عربى با امام برابر باشد. و همين تبحر او در علوم عربى و منطق صحيح و قواى ذهنى خارق العاده اوست كه براى ضبط اصول و قواعد عربى به او يارى كرد تا زبان عربى مستند به دليل و برهان باشد كه نشان دهنده قدرت عقلى او در استدلال و قياس منطقى است. در واقع على به حق واضع و پايهگذار علوم عربى بود كه راه را براى آيندگان هموار ساخت. تاريخ ثابت مىكند كه على بنيان گذار علم نحو است. شاگرد و رفيق او ابوالاسود دئلى روزى به نزد على آمد و او را غرق در تفكر ديد، پرسيد: «در چه چيزى فكر مىكنى يا امير المؤمنين؟!» فرمود: من در شهر شما - كوفه - سخنى شنيدم كه از نظر ادبى غلط بود، از اين رو مىخواهم كتابى در اصول عربى آماده سازم. سپس كاغذى به او داد كه در آن چنين بود: كلام عبارت است از اسم و فعل و حرف تا آخر ... اين مطلب را به شكل ديگرى نيز نقل كرده و گفتهاند: ابو الاسود دئلى به پيشگاه امام شكايت كرد كه پس از فتوحات اسلامى، بعلت آميزش و اختلاط اعراب با ديگران، غلط گوئى در بين مردم شيوع و رواج يافته، چون مردم غير عرب سخن را به درستى ادا نمىكنند. امام لختى سر بزير انداخت و سپس به ابوالاسود فرمود: آنچه را كه مىگويم بنويس، ابوالاسود قلم و كاغذى بدست گرفت، على فرمود: كلام عرب از اسم و فعل و حرف، تركيب مىيابد. اسم آن است كه از مسمى خبر دهد و فعل آن است كه از حركت آن آگاه سازد و حرف معنائى مىدهد كه نه اسم است و نه فعل! اشياء بر سه قسم است: ظاهر و مضمر، و چيزى كه هيچ يك از اين دو نيست - بنا به قول بعضى از علماى نحو، مراد اسم اشاره است - آنگاه به ابوالاسود فرمود: بدين نحو مطلب را تكميل كن و از همان روز اين علم - قواعد ادبيات عرب - بعنوان «علم نحو» شناخته شد. از مزاياى على تيزى هوش و سرعت درك او است. موارد و نمونههاى بسيارى كه بطور ارتجال و بدون سابقه مطلبى را مىگفت، نشان مىدهد كه على نيروئى در اين زمينه داشت كه در ديگران نبود و بسيار مىشد كه در ميان دوستان يا دشمنان، بدون مقدمه و بطور ارتجال، حكمتى نغز و سخنى شيوا مىگفت كه مورد توجه همگان قرار مىگرفت. على در سرعت درك و حل مشكلات حساب در زمان خود بى نظير بود و مردم آن دوران، اين مشكلات را معماهائى به شمار مىآوردند كه براى حل آن راهى نبود و راز آن را كسى نمىدانست!. براى نمونه مىگويند: زنى به نزد على آمد و شكايت كرد كه برادرش از دنيا رفته و ششصد دينار از خود باقى گذاشته ولى در موقع تقسيم، به او فقط يك دينار دادهاند؟ على فرمود: شايد برادرت يك زن، دو دختر، يك مادر، دوازده برادر و تو را داشته است؟... و همينطور هم بود كه على گفت. امام على درباره مسائل زندگى و جهان، جامعه بشرى، اسرار توحيد، الهيات و شناخت ماوراء الطبيعه، نظريات فراوانى ابراز داشته. على استادى است كه همه آنهائى كه پس از وى آمدند و صاحب نظر شدند، به كمال و اصالت او اعتراف كردند و در واقع خود، پيروان آراء و شرح دهندگان نظريات او بودند. كتاب بزرگ امام «نهج البلاغه» به مقدارى از گوهر حكمت غنى است كه امام را در صف اول و مقدم همه فلاسفه و حكماء جهان قرار مىدهد. و هنگامى كه پيامبر فرمود: «دانشمندان امت من همچون پيامبران بنى اسرائيل هستند» آيا مقصودى جز على داشت؟!. اقتباس از كتاب امام على عليه السلام صداى عدالت انسانى (على و حقوق بشر) التماس دعا
+
نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 21:47 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
حقیقت شب قدر![]() «قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4) بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازهاى خاص دارد و هیچ چیزى بىحساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند. استاد مطهرى در تعریف قدر مىفرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگىهاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیتهاى مكانى و زمانى آنها مىگردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمىگیرد. این معنا از روایات استفاده مىشود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشىء، طوله و عرضه»؛ «اندازهگیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.» بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریدهها از حیث هستى و آثار و ویژگىهایشان محدودهاى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علتها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگىهاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالبهایى از داخل و خارج، اندازهگیرى و قالبگیرى مىشود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگىهاى مادى آن به شمار مىآید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستىشان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالبگیرى شدهاند. (8) اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثهاى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است. (9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودىاش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10) اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مىدهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مىشود و معلول خود را ضرورت و وجود مىدهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مىشود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگىهاى وجودىاش را مىسازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مىشود. ![]() با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مىشود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مىگردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازهگیرى مىشود. به عبارت روشنتر، شب قدر یكى از شبهاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شبهاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مىآید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثهاى كه در طول سال واقع مىشود، تقدیر مىگردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مىشود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مىشود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مىگردد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مىشود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مىشود.»(14) پس شب قدر شبى است كه: 1. قرآن در آن نازل شده است. 2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مىشود. 3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مىگردد. بنابراین، مىتوان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازهگیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است. این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مىباشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مىفرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مىفرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است. «قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازهگیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازهگیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مىشود: 1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است. 2. قرآن در شبى مبارك از شبهاى ماه مبارك رمضان نازل شده است. 3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد. 4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است: الف. نزول قرآن. ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مىگردد. ![]() اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مىشمارد: الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ). ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ). ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ). د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مىشوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مىشوند. ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى بر مومنان شب زندهدار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ). و. شب قدر، شب تقدیر و اندازهگیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازهگیرى در آن شب خاص است. مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مىكند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مىشود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى دربارهاش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مىگردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثهاى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مىشود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)
پىنوشتها: 1- قاموس قرآن، سید على اكبر قرشى، ج 5، ص 246 و 247 . 2- همان، ص 248. 3- المیزان، سید محمد حسین طباطبایى، ج12 ص 150 و 151. 4- همان، ج 19، ص 101. 5- انسان و سرنوشت، شهید مطهرى، ص 52. 6- المحاسن البرقى، ج1، ص 244. 7- بحار الانوار، ج 5، ص 122. 8- المیزان، ج 19، ص 101 - 103 9- انسان و سرنوشت، ص 53 10- همان، ص 55 و 56 11- اقبال الاعمال، سید بن طاووس، تحقیق و تصحیح جواد قیومى اصفهانى، ج1، ص 312 و 313 و 374 و 375 . 12- الكافى، كلینى، ج 4، ص 157 . 13- المراقبات، ملكى تبریزى، ص، 237 - 252 14- الكافى، ج1، ص 248 15- المیزان فى تفسیر القرآن، ج 20، ص، 382/ بحث روایى ذیل سوره مباركه قدر.
منبع: ماهنامه پرسمان، 1382، سید سعید لواسانى . (گرفته شده از وبلاگ آرش) التماس دعا
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 22:57 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قال الباقر عليه السلام: بنى الاسلام على خمسة اشياء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه. امام باقر عليه السلام فرمود: اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبرى اسلامى). فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1
وبلاگ فخرابادبوانات فرا رسیدن ما میهمانی خداوند را به همه عزیزان تبریک می گوید. **
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 0:16 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
امیدی دیگر در جهت شکوفایی بوانات انتخاب شایسته ترین فرد انتخابات استاد داود محمد جانی را به عنوان نماینده شهرستان در مجلس شورای اسلامی به تمام همشهریان وکسانی که در این مسیر تلاش نمودند تبریک می گوییم. با امید موفقیت برای ایشان که ثابت نمودند خواستن توانستن است(خسته نباشی)
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:34 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فخرآباد در يك نگاه بناي اوليه روستاي فخرآباد به 300 سال قبل بر ميگردد كه اولين خانه هاي مسكوني در محل فعلي ساخته شده ونظام ارباب رعيتي در آن حاكم بوده است. اين روستا مقر ييلاقي افراد با نفوذ ايل خمسه خاندان عرب شيباني بوده است كه داراي اراضي واملاك زيادي در فخراباد وديگر نقاط بوانات بوده اند .رشد اقتصادي فرهنگي اجتماعي وسياسي در اين روستاپس از پيروزي انقلاب بسيار چشمگير بوده است.در دوران انقلاب وبعد از آن در دوران دفاع مقدس با حضور فرزندان اين روستادر جبهه هاي حق عليه باطل وارايه كمكهاي مردمي سهم خود را در پيروزي.باتقديم خون 15 شهيد وجانبازان ادا نموده است و اين خود افتخاري ماندگار براي اين روستا مي باشد. اين روستا در عرصه علم وخدمتگذاري از ايام گذشته تا كنون فعال بوده "شيخ احمد افتخاري فخرابادي از موسسين اموزش وپرورش بوانات از فخراباد به پا خواسته است. شهيد محمدعلي صالحي فرزند مرحوم حاج عباس پرورش يافته اين روستا بوده است كه سالهادادستان روحانيت غرب كشور را به عهده داشته است كه در سال76 به لقاالله پيوست. شايان ذكر است مرحوم حاج عباس ازافراد خير ومذهبي اين روستا بودند كه در زمان حيات خويش خدمات زيادي را به مردم نمودندواز آغوش گرم آن خانواده مذهبي فرزنداني پاك پرورش يافتند كه همه انها افتخاري هستند براي اين روستا هر چند كه در حال حاضر هيچ يك در اين روستا سكونت ندارند. وديروز24/12/1386 با حضور خويش پاي صندوقهاي راي هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي حضور خويش را در عرصه انقلاب به اثبات رساندند
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 21:48 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فخرآباد در يك نگاه وضعيت جغرافيايي فخراباد از روستاههاي شهرستان بوانات داراي طول جغرافيايي53درجه و42 دقيقه وعرض جغرافيايي25 درجه و30 دقيقه مي باشد.ارتفاع اين روستا از سطح دريا2120 متر مي باشدو داراي هواي معتدل وخشك وسرددر 7 كيلومتري جنوب شرقي مركز شهرستان قرار دارد.رودخانه بوانات از شمال روستا مي گذردوراه ارتباطي مردم با مركز شهرستان از طريق جعفراباد عليا و مهدي اباد واز طريق جعفراباد سفلي امكان پذير است .دو پلي كه بر روي رودخانه قرار داردارتباط اين روستا با مركز شهرستان را امكان پذير ساخته است.
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 22:33 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
السلام عليك يا اباعبدالله اربعين حسيني را به عموم شيعيان تسليت ميگوييم. شهداي گرانقدر روستاي فخرآباد
لازم به ذكر است كه اين روستا در حال حاضرافتخار 51 رزمنده-28جانباز-70بسيجي فعال-102بسيجي عادي را دارد.
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 23:37 توسط
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
پيامبر اكرم (ص)فرمودند:دلها زنگ ميگيرد همچنان كه آهن زنگ ميگيرد. شخصي عرض كرد يا رسول الله جلاي آن از چه چيزي باشد. فرمودندتلاوت قران وياد مرگ قاريان وحافظان وحاملان قران كريم حضور سبز و سراسر نوراني ومعنوي شما راگرامي ميداريم
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 1:11 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مژده اي دل كه مسيحا نفسي ميايد مژده به اهالي متدين و شهيد پرور فخراباد در اسفندماه 1386 مراسم با شكوه برگزاري مسابقات قران كريم ويژه مدارس در اين روستا در مدرسه شبانه روزي 17 شهريور برگزار مي گردد . خدا را شاكريم كه چنين لطفي را شامل اين روستا نمود.واز كساني كه در اين راه قدم برداشتند به خصوص معاونت محترم پرورشي شهرستان حاج اقا مهري و از مديريت محترم مدرسه شبانه روزي كه ازافراد دلسوز و زحمتكش روستا مي باشد تقدير و تشكر مي نماييم .
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 23:34 توسط
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام با پوزش از غيبت طولاني ما فرا رسيدن ايام با بركت پيروزي انقلاب اسلامي را به همه هم وطنان عزيز تبريك ميگوييم(موفق باشيد)
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 0:4 توسط
|
|
|||||
|
|||||